خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۹۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ادب چه چاره کند چون فضول افتدبه جای عذر دل آوردهام قبول افتد
۲
به خاک خفت درتن ره هزار قافله اشکمبادکس به غبار دل ملول افتد
۳
ترحم است برآن طایر شکسته قفسکه همچو شمع پرافشانیاش به نول افتد
۴
ستم به وجد دل از ضبط ناله نتوان کردچو نغمه ختم شود ضرب بر اصول افتد
صفحهٔ ۱ از ۳