خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۹۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جنون اندیشهای بگذار تا دل بر هنر پیچدبهدانش نازکن چندانکه سودایی به سر پیچد
۲
حصول کام با سعی املها برنمیآیدعنان ریشه دشوار است تحصیل ثمر پیچد
۳
نگه محو جمال اوست اما چشم آن دارمکه دل هم قطره اشکی گردد و بر چشم تر پیچد
۴
ز آغوش نقابش تا قیامت گل توان چیدناگر بر عارض رنگین شبی از ناز درپیچد
صفحهٔ ۱ از ۳