شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۹۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جنون بینوایان هرکجا بخت‌آزما گرددبه سر موی پریشان سایهٔ بال هماگردد
۲
دمی بر دل اگر پیچی‌کدورتها صفاگرددنبالد شورش از موجی‌که‌گوهر آشناگردد
۳
درشتی را نه آسان‌ست با نرمی بدل‌کردندل ‌کوه آب می‌گردد که سنگی مومیا گردد
۴
به‌ هرجا عقدهٔ ‌دل وانگردد، سودن دستیغبار دانه نتوان یافت گر این آسیا گردد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth