خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۹۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگه ز روی تو تا کامیاب میگرددتحیر آینهٔ آفتاب میگردد
۲
زگرمجوشی لعلت بهکسوت تبخالحباب بر لب ساغرکباب میگردد
۳
چه نشئه بود ندانم به ساغر طلبتکه هوشیاری و مستی خراب میگردد
۴
نگاه من بهگل عارض عرقناکتشناوریست که بر روی آب میگردد
صفحهٔ ۱ از ۴