شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۹۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبری‌که صبح این باغ از ما جدا نخنددگل می رسد دو دم باش تا بر قفا نخندد
۲
جمعیت دل اینجاست موقوف بستن لباین غنچه را دمی چند بگذار تا نخندد
۳
تا فکرکفر و دین‌ است چندین‌ شک و یقین استگر طور دانش اینست مجنون چرا نخندد
۴
ماتمسراست دنیا تا چند شادی اینجاای محرمان بگریید کس در عزا نخندد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth