شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۹۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه فخر می‌دمد اینجا نه ننگ می‌باردبر این نشان‌که تو داری خدنگ می‌بارد
۲
فریب ابر کرم خورده‌ای از این غافلکه قطره قطره همان چشم تنگ می‌بارد
۳
دگر چه چاره به جز خامشی که همچو حباببر آبگینهٔ ما آه سنگ می‌بارد
۴
وداع فرصت برق و شرار خرمن کنبه مزرعی که شتاب از درنگ می‌بارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth