شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۵۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختمخویش را چون سرکه دیدم در شکر آمیختم
۲
کاسه پرزهر بودم سوی تریاق آمدمساغری دردی بدم در آب حیوان ریختم
۳
دیده پردرد بودم دست در عیسی زدمخام دیدم خویش را در پخته‌ای آویختم
۴
خاک کوی عشق را من سرمه جان یافتمشعر گشتم در لطافت سرمه را می بیختم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth