خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۰۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
احتیاجی که سر مرد به خم میآردآبرو میبرد و جبههٔ نم میآرد
۲
همه کس گرسنهٔ حرص به ذوق سیریسترنج باریکهکشد پشت شکم میآرد
۳
ترک سیم و درم از خلق چه امکان داردپشت دست استکه ناخن ز عدم میآرد
۴
کامجویان طلب همت از افسوسکنیدکه ز اسباب جهان دست بهم میآرد
صفحهٔ ۱ از ۳