خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۰۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رنگ در دل داشتم روشنگر ادراک بردهمچو سیل این خانه را افسون رفتن پاک برد
۲
در سرم بیمغزی شور هوس پیچیده بودوصلگوهریابد آن موجیکه این خاشاک برد
۳
کرد شغل جاه خلقی را به بیدردی علملابهای چند آبروی دیدهٔ نمناک برد
۴
حیف اوقاتیکهکس منتکشد از هر خسیوقتی پیری خوش که بیدندانیاش مسواک برد
صفحهٔ ۱ از ۳