شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۰۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرد مرا تحیّر، صبح جنون سبق ‌کرددستی نداشت طاقت‌، جیبم چنین‌ که شق‌ کرد
۲
دل تشنهٔ جنونهاست از وهم و ظن مپرسیدزین دست مشق بسیار مجنون بر این ورق ‌کرد
۳
پیداست شغل زاهد، وقت دگر چه باشدسرها به یکدگرکوفت هرگه‌که یاد حق‌کرد
۴
دل با کمال تحقیق از شبهه‌ام نپرداختآیینه ساخت امّا پرداز بی‌نسق کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth