خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۰۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیستون یادی ز فرهاد ندامت فال کردسنگ را بیتابی آه شرر غربال کرد
۲
از تب سودای مجنون خواندم افسونی به دشتگردبادش تا فلک آرایش تبخالکرد
۳
ناله توفانخیز شد تا نارسا افتاد جهلبلبل ما طرح منقار از شکست بالکرد
۴
قامت پیری قیامت دارد از شور رحیلخواب ما گر تلخ کرد آواز این خلخال کرد
صفحهٔ ۱ از ۳