شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۰۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب‌ که دل از یأس مطلب باده‌ای در جام‌ کردیک جهان حسرت به توفان داد و آهش نام‌کرد
۲
برنمی‌آید سپند من به استیلای شوقاز جرس باید دل بی‌انفعالم وام‌ کرد
۳
چشم من شد پرده ی زنبور و بیداری ندیدغفلت آخر حشر من درکسوت با دام‌کرد
۴
آبم از شرم عدم‌ کز هستی بیحاصلمآرمیدن‌کوشش و بیمطلبی ابرام‌کرد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth