خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۱۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حرف پیری داشتم لغزیدنم دیوانه کردقلقل این شیشه رفتار مرا مستانه کرد
۲
با رطوبتهای پیری برنیامد پیکرماز نم این برشکال آخر کمانم خانه کرد
۳
دل شکستی دارد اما قابل اظهار نیستاز تکلف موی چینی را نباید شانه کرد
۴
پیش از ایجاد امتحان سختجانیهای عشقتیغ ابروی بتان را سر بسر دندانه کرد
صفحهٔ ۱ از ۳