خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۱۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عملی که سر به هوا خم از همه پیکرت بهدر آوردنه چو مو جنون هار سر قدم از سرت بهدر آورد
۲
به بضاعت هوس آنقدر مگشا دکان فضولیاتکه چو رنگ باخته وسعت پرت از برت بهدر آورد
۳
بهگداز عشوهٔ علم و فن در پیر میکده بوسه زنکه ز قد عالم وهم و ظن به دو ساغرت بهدرآورد
۴
به قبول و رد، مطلب سبب،که غرور چرخ جنون حسببه دری که خواندت از ادب ز همان درت به در آورد
صفحهٔ ۱ از ۳