شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۱۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر به افواج عزم شاهان سواد روم و فرنگ گیردشکوه درونش هر دو عالم به یک دل جمع تنگ‌گیرد
۲
جو شمع ‌کاش از خیال شوکت طبیعت غافل آب‌ گرددکه سر فرازد به اوج‌ گردون و راه‌ کام نهنگ‌ گیرد
۳
ز مکتب اعتبار دنیا ورق سیه‌کردن است و رفتندرین خم نیل جامهٔ‌کس به جز سیاهی چه رنگ‌گیرد
۴
گهر نی‌ام تا درین محیطم بود به عرض وقار سوداحباب معذور بادسنجم ترازوی من چه سنگ‌ گیرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth