شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۱۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دمی ‌که تیغ تو خون مرا بحل ‌گیردهجوم ناز سراپای من به دل ‌گیرد
۲
کجاست اشک که در عالم خیال توامهزار آینه با جلوه متصل‌ گیرد
۳
مزاج عاشق و آسودگی به آن ماندکه شعله رنگ هواهای معتدل ‌گیرد
۴
به حیرت است نگاه ادب‌ سرشت وفاکه شمع خلوت ‌آیینه مشتعل ‌گیرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth