خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۱۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا ساز نفسها کم مضراب نگیردآهنگ جنون دامن آداب نگیرد
۲
عاشق که بنایش همه بر دوش خرابی ستچون دیده چرا خانه به سیلاب نگیرد
۳
بر پای توگر باز شود دیده مخملچون آینه هرگز خبر از خواب نگیرد
۴
چون ریگ روان در سفر دشت توکلباید قدح آبله هم آب نگیرد
صفحهٔ ۱ از ۳