خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۱۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به هرکجا مژهام رنگ خواب میریزدگداز شرم به رویم گلاب میریزد
۲
مباش بیخبر از درس بیثباتی عمرکه هر نفس ورقی زین کتاب میریزد
۳
صفای دل کلفاندود گفتگو مپسندنفس برآتش آیینه، آب میریزد
۴
ز تنگنای جسد عمرهاست تاختهایمهنوز قامت پیری رکاب میریزد
صفحهٔ ۱ از ۳