خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۱۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خطی که بر گل روی تو آب میریزدبه سایه آب رخ آفتاب میریزد
۲
زبان نکهتگل ازسوال خود خجل استلبت ز بسکه به نرمی جواب میریزد
۳
فلک زخون شفق آنچه شب به شیشه کندصباح در قدح آفتاب میریزد
۴
به هرچه دیده گشودیم گرد وبرانیستدلکه رنگ جهان خراب میریزد
صفحهٔ ۱ از ۳