شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۱۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبح شو ای‌شب‌که خورشید من‌اکنون می‌رسدعید مردم‌ گو برو عید من اکنون می‌رسد
۲
بعد از اینم بی‌دماغ یاس نتوان زیستندستگاه عیش جاوید من اکنون می‌رسد
۳
می‌روم در سایه‌اش بنشینم و ساغرکشمنونهال باغ امید من اکنون می‌رسد
۴
آرزو خواهدکلاه ناز برگردون فکندجام می در دست جمشید من اکنون می‌رسد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth