شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۱۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هوس تعین خواجگی‌، به نیاز بنده نمی‌رسدرگ ‌گردنی که علم کنی‌، به سر فکنده نمی‌رسد
۲
ز طنین غلغلهٔ مگس‌، به فلک رسیده پر هوسهمه سوست باد بروت و بس‌، که به پشم کنده نمی‌رسد
۳
ز ریاض انس چه بو برد، سگ و خوک عالم هرزه‌تککه به غیر حسرت مزبله به دماغ‌گنده نمی‌رسد
۴
پی قطع الفت این و آن‌، مددی به روی تنک رسانکه به تیغ تا نزنی فسان‌، به دم برنده نمی‌رسد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: متفاعلن متفاعلن متفاعلن متفاعلن
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth