خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۱۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز تنگی منفعل گردید دل آفاق پیدا شدگهر از شرم کمظرفی عرقها کرد دریا شد
۲
ز خود غافل گذشتی فال استقبال زد حالتنگاه از جلوه پیش افتاد امروز تو فردا شد
۳
تماشای غریبی داشت بزم بیتماشاییفسونهای تجلی آفت نظاره ما شد
۴
به وهم هوش تاکی زحمت این تنگنا بردنخوشا دیوانهای کز خویش بیرون رفت و صحرا شد
صفحهٔ ۱ از ۳