شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۱۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن فتنه ‌که آفاقش شور من و ما باشددل نام بلایی هست یارب به‌کجا باشد
۲
بابد به سراب اینجا از بحر تسلی بودنزدیک خود انگارید گر دورنما باشد
۳
راحت‌طلبی ما را چون‌ شمع به خاک افکنداین آرزوی نایاب شاید تنه پا باشد
۴
گویند ندارد دهر جزگرد عدم چیزیآن جلوه که ناپیداست باید همه جا باشد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth