خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۱۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به که چندی دل ما خامشی انشا باشدجرس قافلهٔ بینفسیها باشد
۲
تا کی ای بیخبر از هرزهخروشیهایتکف افسوس خموشی لب گویا باشد
۳
گوشهٔ بیخبری وسعت دیگر داردگرد آسوده همان دامن صحرا باشد
۴
بر دل سوختهام آب مپاش ای نم اشکبرق این خانه مباد آتش سودا باشد
صفحهٔ ۱ از ۳