خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۱۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وداع سرکشیکنگر دلت راحتکمین باشدچو آتش داغ شد جمعیتش نقش نگین باشد
۲
ز مرگ ما فلک را کی غبار حزن درگیردز خواب می کشان مینا چرا اندوهگین باشد
۳
نگاهی گر رسد تا نوک مژگان مفت شوخیهادر این محنتسرا معراج پروازت همین باشد
۴
لب دامن نگردید آشنای حرف اشک منچو شمعم سلک گوهر وقف گوش آستین باشد
صفحهٔ ۱ از ۳