خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۲۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جمعیت از آن دلکه پریشان تو باشدمعموری آن شوق که ویران تو باشد
۲
عمریست دل خون شده بیتاب گدازیستیارب شود آیینه و حیران تو باشد
۳
صد چرخ توان ریخت ز پرواز غبارمآن روزکه در سایهٔ دامان تو باشد
۴
داغمکه چرا پیکر من سایه نگردیدتا در قدم سرو خرامان تو باشد
صفحهٔ ۱ از ۳