خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۲۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شوق دیداری که از دل بال حسرت میکشدتا به مژگان میرسد آغوش حیرت میکشد
۲
بیرخت تمهید خوابم خجلت ارام نیستلغزش مژگان من خط بر فراغت میکشد
۳
از عرق پیمایی شبنم پر است آغوش صبحهمت مخمورم از خمیازه خجلت میکشد
۴
هرکجاگل میکند نقش ضعیفیهای منخامهٔ نقاش، موی چشم صنعت میکشد
صفحهٔ ۱ از ۴