خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۲۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حرص پیری شیأالله از خروشم میکشدقامت خم طرفه زنبیلی به دوشم میکشد
۲
عبرت حالکتان پُر روشن است از ماهتابغفلتی دارم که آخر پنبه گوشم میکشد
۳
شرمسار طبع مجبورم که با آن ساز عجزانتقام از اختیار هرزهکوشم میکشد
۴
معنیخاصی ز حرف و صوت انشاکردنیستگفتگوآخربهآن لعل خموشم میکشد
صفحهٔ ۱ از ۳