شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۲۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بار ما عمری‌ست دوش چشم حیران می‌کشدمحمل‌اجزای ما چون شمع مژگان می‌کشد
۲
ناتوانان مغتنم دارید وضع عاجزیکزغرورطاقت آسودن به جولان می‌کشد
۳
ما ضعیفان آنقدرها زحمت یاران نه‌ا‌یمسایه باری دارد اما هرکس آسان می‌کشد
۴
هیچکس ‌در مزرع امکان قناعت‌پیشه نیستگر همه گندم بود خمیازهٔ نان می‌کشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth