شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۲۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو شمع هیچکس به زیانم نمی‌کشددر خاک و خون به غیر زبانم نمی‌کشد
۲
دارد به عرصه‌گاه هوس هرزه‌تاز حرصدست شکسته‌ای‌ که عنانم نمی‌کشد
۳
سیرشکبشه‌رنگی من‌کم زسرمه نیستعبرت چرا به چشم بتانم نمی‌کشد
۴
تصوبر خودفروشی لبهای خامشمجز تخته هیچ جنس دکانم نمی‌کشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth