خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۲۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل شهرهٔ تسلیم ز ضبط نفسم شدقلقل به لبشیشه شکستن جرسم شد
۲
پرواز ضعیفان تب و تاب مژه داردبالی نگشودم که نه چاک قفسم شد
۳
فریاد زگیرایی قلاب محبتهر سوکهگذشتم مژه او عسسم شد
۴
تا چاشنی بوسی ازآن لعلگرفتمشیرینی لذات دو عالم مگسم شد
صفحهٔ ۱ از ۳