خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۲۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر درد طلب این گردم از رفتار جوشاندصدای پای من خون از رگ کهسار جوشاند
۲
چه اقبال است یا رب دود سودای محبت راکه شمع از رشتهای کز پا کشد دستار جوشاند
۳
رموز یأس میپوشم به ستر عجز میکوشمکه میترسم شکست بال من منقار جوشاند
۴
چه تدبیر از بنای سایه پردازد غم هستیمگر برخیزم ازخود تا هوا دیوار جوشاند
صفحهٔ ۱ از ۳