خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۲۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل به قید جسم از علم یقین بیگانه ماندکنج ما را خاک خورد از بسکه در ویرانه ماند
۲
سبحه آخر از خط زنار سر بیرون نبرددرکمند الفت یک ریشه چندین دانه ماند
۳
در تحیر رفت عمر و جای دل پیدا نشدچون کمان حلقه، چشم ما به راه خانه ماند
۴
شور سودای تو از دلهای مشتاقان نرفتعالمی زین انجمن بر در زد و دیوانه ماند
صفحهٔ ۱ از ۳