خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۲۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طالعم زلف یار را ماندوضع من روزگار را ماند
۲
دل هوس تشنه است ورنه سپهرکاسهٔ زهر مار را ماند
۳
نَفسِ من به این فسرده دلیدود شمع مزار را ماند
۴
بسکه بیدوست داغ سوختنمگلخنم لالهزار را ماند
صفحهٔ ۱ از ۴