خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۳۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل بال یاس زد نفس مغتنم نماندمنزل غبار سیل شد و جاده هم نماند
۲
آرام خود نبود نصیب غبار مانومیدیای دگر که کنون تاب رم نماند
۳
افسون حرص هم اثرش طاقتآزماستآن مایه اشتهاکه توان خورد غم نماند
۴
سعی امید بر چه علم دست و پا زندکز سرنوشت جز نم خجلت رقم نماند
صفحهٔ ۱ از ۳