خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۳۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کم نیست صحبت دلگر مرد، زن نماندآیینه خانهای هست، گر انجمن نماند
۲
گر حسرت هوسکیش بازآید از فضولیکلفت کراست هر چند گل در چمن نماند
۳
افسون کاهش اینجا تاب و تب نفسهاستدامن فشان بر این شمع تا سوختن نماند
۴
عرفان ز فهم دوریست،ادراک بی حضوریستجهدی که در خیالت این علم و فن نماند
صفحهٔ ۱ از ۳