شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۳۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلدار گذشت و نگه بازپسین مانداز رفتن او آنچه به ما ماند همین ماند
۲
چون شمع ‌که خاکسترش آیینهٔ داغ استمن سوختم و چشم سیاهی به کمین ماند
۳
دیگر چه نثار تو کند مشت غبارمیک سجده جبین داشتم آنهم به زمین‌ماند
۴
گر هوش پود عبرت شهرت طلبیهاستخمیازه خشکی‌که ز شاهان به نگین ماند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth