شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۳۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دونان که در تلاش گهر دست شسته‌اندچون سگ به‌ استخوان چقدر دست شسته‌اند
۲
بر خوان وهم منتظران بساط حرصنی خشک دیده‌اند و نه تر، دست شسته‌اند
۳
جمعی به ذلتی‌که برند ازکباب دلاز خود چو شمع شام و سحر دست شسته‌اند
۴
زین مایده حضور حلاوت نصیب‌ کیستسیلی‌خوران به موج خطر دست شسته‌اند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth