خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۳۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جمعیکه پر به فکر هنر درشکستهاندآیینهها به زبنت جوهر شکستهاند
۲
جراتستای همت ارباب فقر باشکز گرد آرزو صف محشر شکسته اند
۳
با شوکت جنون هوس تخت جم کراستدیوانگان در آبله افسر شکستهاند
۴
بیماری مواد طمع را علاج نیستصفرای حرص در جگر زر شکستهاند
صفحهٔ ۱ از ۴