خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۳۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
محرمان کاثار صنع از عشق پر فن دیدهاندبت اگر دیدند نیرنگ برهمن دیدهاند
۲
وحشت آهنگان چو شمع از عبرت کمفرصتیآستین تا چیده گردد چین دامندیدهاند
۳
از خیال عافیت بگذر که در زیر فلکگر همهکوه است سنگش در فلاخن دیدهاند
۴
بار دنیا چیست تا نتوان ز دل برداشتنغافلان قیراط را قنطار صد من دیدهاند
صفحهٔ ۱ از ۳