شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۳۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در عشق آنکه قابل دردش ندیده‌اندحیزی‌ست کز قلمرو مردش ندید‌ه اند
۲
گل ها که بر نسیم بهار است نازشاناز باد مهرگان دم سردش ندیده‌اند
۳
خلقی خیال باز فریبند زیر چرخخال زیاد تختهٔ نردش ندیده‌اند
۴
وامانده‌اند خلق به پیچ و خم حسدکیفیت حقیقت فردش ندیده‌اند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth