خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۳۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به عالم، رنگ بنیاد تمنا ریختندگرد ما را چون نفس در راه دلها ریختند
۲
واپسی زین کاروان چندین ندامت بار داشتهرکه رفت ازپیش خاکش برسرما ریختند
۳
گنج گوهر شد دل قومی که از شرم طلبآبرو در دامن خود همچو دریا ریختند
۴
ماتم مطلب غبارانگیز چندینجستجوستآرزو تا خانه ویران گشت دنیا ریختند
صفحهٔ ۱ از ۳