خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۳۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنکه از بوی بهارش رنگ امکان ریختندگرد راهش جوش زد آثار اعیان ریختند
۲
شاهد بزم خیالش تا درد طرف نقابآرزوها شش جهت یکچشم حیران ریختند
۳
تا دم کیفیت مجنون او آمد به یادسینهچاکان ازل صبح از گریبان ریختند
۴
آسمان زان چشم شهلا چشمکی اندیشه کرداز کواکب در کنارش نرگسستان ریختند
صفحهٔ ۱ از ۳