شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۳۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی‌نیازان برق‌ربز بحر و بر برخاستنددرگرفتند آتشی‌ کز خشک و تر برخاستند
۲
بسکه در طبع غناکیشان توقع محو بوددامن ‌افشان چون غبار از هر گذر برخاستند
۳
پهلوانی بود اگر واماندگان زین انجمنیک‌عصا چون‌شمع‌از شب تا سحر برخاستند
۴
دعوی ‌آزادگی‌ کم ‌نیست ‌گر زین دشت و درگردبادی چند دامن برکمر برخاستند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth