خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۳۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز شرم عشق فلکها به خاک روکردنددمی کهچشم گشودند سر فروکردند
۲
هوای قصر غنا خفت پا به دامن عذرکمندها همه بر عزم چین غلو کردند
۳
خرد به صد طلب آیینهٔ جنون پرداختکه چشم شخص به تمثال روبروکردند
۴
به وهم باده حریفان آگهی پیمادلگداخته در ساغر و سبوکردند
صفحهٔ ۱ از ۳