خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - در ستایش حسین خان خازن شجاع السلطنه گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا ابد چشم بد ازگنجور دارا دور بادبحر وکان خالی زگنج همتگنجور باد
۲
آن حسین اسم حسن رسمی که چشم روزگاراز می مینای مهرش جاودان مخمور باد
۳
آنکه چون معمار جودش قصد آبادی کندآسمان در آستانشکمترین مزدور باد
۴
بر فروغ طلعتش هرگهکه بگشایند چشمدیدهٔ احباب روشن چشم اعدا کور باد
صفحهٔ ۱ از ۴