شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۳ - د‌ر ستایش پادشاه جمجاه محمدشاه غازی طاب‌ا‌لله ثراه‌ گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شباهنگام ‌کز انبوه اخترفلک چون چهرهٔ من شد مجدّر
۲
درآمد از درم آن ترک فرخارگلش پر ژاله خورشیدش پراختر
۳
ز جز عینش روان لولوی سیالدر الماسش نهان یاقوت احمر
۴
تو گفی خفته در چشمانش افعیتوگفتی رسته از مژگانش خنجر
صفحهٔ ۱ از ۱۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth