شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۶۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدمتابشی نو به نو از حسن و جمالش رسدم
۲
یا رب این بوی طرب از طرف فردوس استیا نسیمی است که از روز وصالش رسدم
۳
این ز عشق است که مغزم ز طرب خیره شده‌ستیا که جامی است که از خمر حلالش رسدم
۴
یا چو بازی است که از عشق همی‌پراندیا کبوتربچگان از پر و بالش رسدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth