خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۵ - در ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمد شاه غازی طاب اللّه ثراه گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در شهر ری امسال به هرسو که نهم گامهر کس صنمی دارد گلچهر و گلاندام
۲
هر شامکشد تنگ در آغوشش تا صبحهر صبح زند چنگ بهگیسویش تا شام
۳
من یار ندارم چکنم جز که خورم غمیارب چکنمکاش نمیزاد.مرا مام
۴
دانند حسودانکه من از رشک به جوشمهرگهکه دلارام شود با دگری رام
صفحهٔ ۱ از ۱۳