شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۶ - د‌ر ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمد شاه غازی طاب ثراه گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب دوشین دو پاسی رفته از شامدرآمد از درم ترکی دلارام
۲
پریشان بر مهش مویی‌که از اونموده تیرگی مشک ختن وام
۳
تو گفتی‌ گشت طالع آفتابیکه شد از طلعتش روشن در و بام
۴
به خودگفتم شگفتی را ندیدمبتابد آفتاب اندر دل شام
صفحهٔ ۱ از ۱۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth